من آمده ام سائل درگاه تو باشم

یاسی به رنگ سبز ز گلخانه می رود

یا رب خدای درد ز کاشانه می رود

پیچیده بین چــادر خاکی مادرش

بر دستها ؛ غریبه ای از خانه میرود

اینجا هـــــزار تیـــر به تشییع آمده

تا کـَس نگوید از چه غریبانه می رود

خون میچکد به دوش اباالفضل از کفن

گویی دوباره فاطمه بر شانه می رود

فریاد خواهری پی تابوت می رسد

مادر ندارد این که غریبانه می رود

.....

تو اینهمه سال به دلم  موند که یکی بیاد  بگه

جات خالی! مدینه که  بودیم

رفتیم پایین پای امام حسن(ع) نماز خوندیم 

یا بشنوم : سر  گذاشتم روی ضریح و خوب گریه  کردم

یا بیاد بگه : شب تولد امام حسن(ع) مدینه چراغونی بود

یا برای عزای شب شهادت رفتیم سینه زدیم

...

یک تنه یک کربلا غم دیده  ای

چادر خاکی ؛ قدی خم دیده ای

/ 6 نظر / 8 بازدید
سید محمد جواد

سلام علیکم

المینا

[ناراحت]

محسن

ما بروزيم دوست قديمي[گل]

الهدی

سلام علیکم جاتون خالی شب شهادت امام حسن.ع.مدینه بودیم....بین الحرمین مملو از جمعیت شیعیان عزادار بود که آروم آروم سینه می زدند.گاهی رو به گنبد می نشستند و گاهی رو به بقیع! جاتون خالی روز شهادت امام حسن.ع.کنا ر قبرستان بقیع به یادتون بودیم....اولین سالی که خانم های شیعه تقریبا راحت عزاداری کردند , هر چند خیلی آروم ولی روضه می خوندند عرب ها ....ما هم از طرف شیعیان ایران عزاداری کردیم.....نام امام رضا.ع. رو بردیم دیگه غوغایی شد.ناله ی برای غریب دور از وطن در کنار غریب در خانه و شهر!! جاتون خالی شام غریبان حضرت رسول.ص.در روضه نبی رفتیم سر سلامتی خانم فاطمه.س...از چند روز قبل باز همه جا رو بسته بودند ولی اون شب یکدفعه پرده ی برزنتی جلوی حجره ی مادر رو انداختند .....نمی تونید تصور کنید که صدای آه و ناله ی خانم ها و صفیر صلوات فضا رو چگونه کرد....همه فریاد می زدند : اللهم صلی علی محمد و آل محمد...اللهم صلی علی محمد و آل محمد.... چه بگویم از ازدحام جلوی خانه ی بی بی فاطمه.س. که دیگه ملازم ها هم حریف خانم های عزادار نبودند و البته به خاطر سال گذشته که دو سه نفر کشته شده بودند کمی مدارا هم می کردند ,

الهدی

کامنتم نصفه اومد: خلاصه می کنم "جاتون خالی" مدینه به یادتون بودیم.... یاعلی.ع.

لیلا سادات باقری

وقتی سایه ی دوستانم سنگین می شود؛ دلم شور می زند! سنگین شده سایه اتان! و سلام و عرض یاد!