فرمانده عملیات لشکر بود .
ساده و بی ریا . شب تا صبح در محوطه لشکر قدم می زد و مراقب همه بود .
در والفجر هشت ؛ در خط مقدم کنار همه بود و به همه روحیه می داد
عشقش حسین(ع) بود و بس .
در سجده دوم نماز مغرب ؛ خمپاره ای جلویش به زمین خورد
ترکش خمپاره سرش را به دو نیم کرد ؛
مثل سید الشهدا سرش جدا شد و مثل امیرالمومنین در سجده به وصال رسید
جواد دل آذر سر دار بی سر شد

[
] :: [
نوشته شده توسط : خیبرشکن ] :: [ساعت : ۱:۳٢ ب.ظ
]