می میرم از بی قراری ....
تویــــی که ماه آسمون عشقی
به روی سینه ها نشون عشقی
به روی کویـــــر دلهـــــای تشنه
همه طـــراوت بارون عشــــقی
دیــــوونگی عاشق از قدیمه
در خــــونه ی تو خود حطیمه
کسی که ما رو میبینه میدونه
که آقـــای غریبمـــون کریمه
میمیـــــرم از بیقراری آقام آقام
که تو هنوز حرم نداری آقام آقام
دلم شد از خوشی فراری آقام آقام
که تو هنـــــوز حرم نداری آقام آقام
منـــــو دل و آه و زاری آقام آقام
که تو هنوز حرم نداری آقام
[
] :: [
نوشته شده توسط : خیبرشکن ] :: [ساعت : ٥:٤۱ ب.ظ
]