کردی هلالم ای هلال ابروی من

چون تو ای لاله در این دشت گلی پرپر نیست
و از این پیر جوان مرده کمانی تر نیست
دست و پایی ؛ نفسی ، نیمه نگاهی ، آهی
غیر خونابه مگر ناله در این حنجر نیست
در کنار تو ام و باز به خود می گویم
نه حسین ! این تن پوشیده به خون اکبر نیست
هر کجا دست کشیدم ز تنت گشت جدا
از من آغوش پر و از تو تنی دیگر نیست
دیدنی گشته اگر دست و سر و سینه تو
دیدنی تر ز من و خنده آن لشگر نیست
استخوانهای تو و پشت پدر هر دو شکست
باز هم شکر ، کنار من و تو مادر نیست
حسن لطفی !؟
سالهای قبل با همین شعر کربلایی شدیم
ان شالله باز هم روزی مان شود
رفع الله رایة العباس(ع)
[
] :: [
نوشته شده توسط : خیبرشکن ] :: [ساعت : ۱٢:٥٥ ب.ظ
]