یکشنبه ۱۱ دی ۱۳٩٠
کردی هلالم ای هلال ابروی من

چون تو ای لاله در این دشت گلی پرپر نیست

و از این پیر جوان مرده کمانی تر نیست

دست و پایی ؛ نفسی ، نیمه نگاهی ، آهی

غیر خونابه مگر ناله در این حنجر نیست

در کنار تو ام و باز به خود می گویم

نه حسین ! این تن پوشیده به خون اکبر نیست

هر کجا دست کشیدم ز تنت گشت جدا

از من آغوش پر و از تو تنی دیگر نیست

دیدنی گشته اگر دست و سر و سینه تو

دیدنی تر ز من و خنده آن لشگر نیست

استخوانهای تو و پشت پدر هر دو شکست

باز هم شکر ، کنار من و تو مادر نیست

حسن لطفی  !؟

سالهای قبل با همین شعر کربلایی شدیم
ان شالله باز هم روزی مان شود

رفع الله رایة العباس(ع)



[ ] :: [ نوشته شده توسط : خیبرشکن ] :: [ساعت : ۱٢:٥٥ ‎ب.ظ ]

[ خانه ] [ آرشيو ] [ پست الكترونيكي ] [ پرشين بلاگ ]