یکشنبه ۳٠ بهمن ۱۳٩٠
 

فرمانده عملیات لشکر بود .

ساده و بی ریا . شب تا صبح در محوطه لشکر قدم می زد و مراقب همه بود .

در والفجر هشت ؛ در خط مقدم کنار همه بود و به همه روحیه می داد

عشقش حسین(ع) بود و بس .

در سجده دوم نماز مغرب ؛ خمپاره ای جلویش به زمین خورد

ترکش خمپاره سرش را به دو نیم کرد ؛

مثل سید الشهدا سرش جدا شد و مثل امیرالمومنین در سجده به وصال رسید

جواد دل آذر سر دار بی سر شد



[ ] :: [ نوشته شده توسط : خیبرشکن ] :: [ساعت : ۱:۳٢ ‎ب.ظ ]

 
چهارشنبه ٢٦ بهمن ۱۳٩٠
 

 

قلْبی یُحدّثُنی بأنّکَ مُتلِفی  

روحی فداکَ عرفتَ أمْ لمْ تعرفِ



[ ] :: [ نوشته شده توسط : خیبرشکن ] :: [ساعت : ٦:٢۳ ‎ب.ظ ]

 
شنبه ۸ بهمن ۱۳٩٠
 

 سلام دادم و اکنون جواب میخواهم



[ ] :: [ نوشته شده توسط : خیبرشکن ] :: [ساعت : ۱۱:٥۳ ‎ب.ظ ]

 
شنبه ۱ بهمن ۱۳٩٠
می میرم از بی قراری ....

تویــــی که ماه آسمون عشقی
به روی سینه ها نشون عشقی
به روی کویـــــر دلهـــــای تشنه
همه طـــراوت بارون عشــــقی

دیــــوونگی عاشق از قدیمه
در خــــونه ی تو خود حطیمه
کسی که ما رو میبینه میدونه
که آقـــای غریبمـــون کریمه

میمیـــــرم از بیقراری آقام آقام
که تو هنوز حرم نداری آقام آقام

دلم شد از خوشی فراری آقام آقام
که تو هنـــــوز حرم نداری آقام آقام

منـــــو دل و آه و زاری آقام آقام
که تو هنوز حرم نداری آقام

 



[ ] :: [ نوشته شده توسط : خیبرشکن ] :: [ساعت : ٥:٤۱ ‎ب.ظ ]

[ خانه ] [ آرشيو ] [ پست الكترونيكي ] [ پرشين بلاگ ]