پنجشنبه ٢٦ اسفند ۱۳۸٩
چشم انتظار مانده ام اما نیامدی ...

دستم بگیر تا که  بهشتم  بنا  شود

شاید سرم قبول کنی ؛ خاک پا شود

بالی بده ، که بال بگیرد اسیـــر تـــو

شاید کبـوتــر حـــرم کـــــــربلا شود

بی تو میان غفلت خود غوطه خورده ام

نوری بده کــــه با مسیر شمــــا آشنا شود

..

سال با برکت و با عزتی داشته باشید

ان شالله که نایب الزیاره خوبی باشیم

رفع الله رایة العباس علیه السلام



[ ] :: [ نوشته شده توسط : خیبرشکن ] :: [ساعت : ۱٢:۱۸ ‎ب.ظ ]

 
پنجشنبه ۱٩ اسفند ۱۳۸٩
شهید



[ ] :: [ نوشته شده توسط : خیبرشکن ] :: [ساعت : ۸:٠٠ ‎ب.ظ ]

 
جمعه ۱۳ اسفند ۱۳۸٩
تعال

ایّها النورُ فی الفؤادِ، تَعال

غایةَ الجِدُّ و المُرادُ، تَعال

انت تَدری حیاتُنا بیَدَیکَ

لا تُضَیِّق عَلی العِباد، تَعال

ایّها العشقُ ایّها المَعشوقُ

حَل عَنِ الصّدِ و العنادِ، تَعال

یا سُلیمان ذِی الهداهدُ لکَ

فَتَفَقَّد بالافتِقادِ، تَعال

ایّها السّابقَ الّذی سَبَقَت

مِنک مَصدوقةُ الوِدادِ، تَعال

فَمَن الهِجر؟ ضَجَّت الارواح

انجر العود یا مَعادُ! تَعال

استُرِ العَیب و ابذِلِ المَعروُف

هکَذا عادةُ الجَواد، تَعال

چه بود پارسی تعال؟ بیا

یا بیا یا بده تو داد، تَعال

چون بیایی، زهی گشاد و مراد!

چون نیایی، زهی کساد! تَعال

ای گشاد عرب! قباد عجم

تو گشایی دلم به یاد، تَعال

ای درونم تعال گویان تو

وی ز بود تو بود و باد، تعال

طَفتَ فیکَ البِلاد یا قمراً

بی محیطاً و بالبلادِ، تَعال

اَنتَ کَالشّمسُ اذ دَنَت و نَأَت

یا قَریباً عَلی العباد، تَعال

مولوی



[ ] :: [ نوشته شده توسط : خیبرشکن ] :: [ساعت : ۱:٢٠ ‎ب.ظ ]

[ خانه ] [ آرشيو ] [ پست الكترونيكي ] [ پرشين بلاگ ]