پنجشنبه ٢٩ اسفند ۱۳۸٧
یا نفس ...

مرحوم میرزا جواد آقا ملکی تبریزی و عالم  دیگر اهل  تبریز در محضر مرحوم مامقانی بودند

آقا میرزا جواد میگوید : نفسم به من گفت :

اگر آن عالم یکی گفت ؛ تو هم باید یکی بگویی !!

ولی من با خودم گفتم :

باید کفش او را هم جفت کنی !!

نَفسم ناراحت شد که چطور ؟

گفتم : کفش خادمش را هم باید جفت کنی !

....

سلام

ان شالله که  سال  با  برکت و با عزت و شادی داشته باشید

ان شالله  که وقت حول حالنا الی احسن الحال  ما رو هم یادتون بیاد

ان شالله که هر  روز  عمرتون به مصداق واقعی جمله گوهر بار حضرت علی(ع) " عید" باشه

ان شالله  که کم و کاستی ما و قلم و وبلاگ رو  به  بزرگی خودتون ببخشید

ان شالله  امسال ؛ سال ظهور و عید حضور  برای همه ما باشه

یا علی

رفع الله رایه العباس(ع)



[ ] :: [ نوشته شده توسط : خیبرشکن ] :: [ساعت : ۱٢:٢۳ ‎ق.ظ ]

 
شنبه ٢٤ اسفند ۱۳۸٧
میلاد نور در نور

بلغ العلی بکماله کشف الدجی بجماله حسنت جمیع خصاله 

صـلوا علیه و آلـــــه  

  آمده موســم گل ؛  آمده ختم رسل                    یا نبی الله آقام یا رسول الله

 بر در میکده ام ؛ مستم و می زده ام                   یا نبی الله آقام یا رسول الله

       دلبـــــرم آمد پیغمبــــرم آمد                        آنکه غبارش تاج ســــــرم آمد 

از یمن قدومش همه جا غرق سرور است                میلاد گرانمایه پیغمبر نور است 

اگرچه خارم ؛ بین چمنش                                اگرچه مستم از آمدنش 

  ولی خمارم از ساغر دیگر                            خمار و مستم از اسم پیمبر   

  دلــم بـــود در تاب و تب او                               قبلـه گـه من خـــال لب او 

   ***************************************************************     

کبوترم به حرم ؛ شکسته بال و پرم              حضرت صادق ؛ مدد حضرت صادق

بکش تو دست کرم ؛ ز مرحمت به سرم                  حضرت صادق ؛ مدد حضرت صادق

 از قدم تو ؛ روشن شده دلـــها                       شهــر مدینه ؛ شد عرش معلی 

 بنده حسنت ؛ یوسف چو زلیخا                        نیمه نگاهی ای زاده زهـرا(س)

 ســــرمه چشمم ؛ خاک ره تو                         نــور  قمــر از ؛ روی مـه تـــــو

قلب من دلخسته شده چون حرم تو              چشم من بیچاره به سوی کرم تو  

  ***************************************************************     

میلاد رسول اکرم (ص)  و حضرت امام جعفر صادق(ع) بر همه شما بزرگواران 

  تبریک و تهنیت باد



[ ] :: [ نوشته شده توسط : خیبرشکن ] :: [ساعت : ٢:٥٦ ‎ب.ظ ]

 
جمعه ۱٦ اسفند ۱۳۸٧
غدیر ثانی

از بغداد به کربلا آمده بودند تا با علمای شیعه بحث و مناظره کنند.

قصد این بود که بگویند : سه خلیفه اگر هم کاری کردند،

بعد ها پشیمان شدند و توبه نمودند!!! پش شما دیگر سخت نگیرید.

یک نفر شبانه نزد آخوند دربندی رفت و جریان را به اطلاع  ایشان  رساند.

ایشان همان شب در مجلسی که علما در آن اجتماع کرده بودند،

به بالای منبر تشریف برد و فرمود :

" اللهم العن الاول "

علمای عامه بسیار ناراحت شدند.

ایشان بعد مدتی فرمودند :  

" استغفرلله "

طولی نکشید که باز فرمودند :

" اللهم العن الثانی "

دوباره استغفار کرد و باز فرمود :

" اللهم  العن یزید  و العن عبیدلله بن زیاد و  العن عمر بن سعد  و ... و ...  "

بار سوم استغفار کرد  و از منبر پایین آمد و از مجلس خارج شد.

............

عید شیعه به مناسبت آغاز امامت حضرت ولی عصر(عج)

بر شما  مبارک

 



[ ] :: [ نوشته شده توسط : خیبرشکن ] :: [ساعت : ٧:٠٠ ‎ب.ظ ]

 
جمعه ٩ اسفند ۱۳۸٧
ایام محسنیه ...


وقتی میرسید به حرم و وقت  اذن دخول خوندن  ، انگار براش داری روضه مکشوف میخونی

از همون اول زیارت اروم  اشک میریخت

اَللّـهُمَّ اِنّى وَقَفْتُ عَلى باب مِنْ اَبْوابِ بُیُوتِ نَبِیِّکَ، صَلَواتُکَ عَلَیْهِ وَ الِهِ

خدایا من ایستادم بر در خانه اى از درهاى خانه هاى پیامبرت که درودهاى تو بر او و ایشان باد

وَقَدْ مَنَعْتَ النّاسَ اَنْ یَدْخُلُوا اِلاَّ بِاِذْنِهِ، فَقُلْتَ یا اَیُّهَا الَّذینَ امَنُوا

و چنان است که تو قَدغَن فرموده اى که مردم داخل آن گردند جز به اذن تو و فرمودى: «اى کسانى که ایمان آورده اید

لاتَدْخُلُوا بُیُوتَ النَّبِىِّ اِلاَّ اَنْ یُؤْذَنَ لَکُمْ

داخل خانه هاى پیغمبر نشوید جز این که به شما اذن دهند

اروم توحرفهاش میگفت :  نا مسلمونا !! شما ها که همش قران  قران میگید

اینم قران ... خدا میگه  بدون اجازه تو خونه پیغمبر نرید

حتما ایمان نیاوردید  که بی اجازه رفتید !!!

حالا  میخواید برید تو خونه    ... دیگه چرا با لگد زدید  به  دری که یه مادر باردار پشتش هست

دوباره میخوند  ..  گریه میکرد ...

هنوز اب غسل و کفن پیغمبر خشک نشده بود که حرمت خانه دخترش رو شکستید

بعد میگفت : اصلا ما  میایم  حرم  امامان که براشون همین اول روضه بخونیم!

هرکی ناز تربخونه و بفهمه چی داره  میخونه ، بیشتر تو کاسه اش میریزن

این  چیزی بود که ما بعد ها ، همه به  یقین رسیدیم

......

همین ایام بوده است  ... بعد رحلت پیامبری که رحمة للعالمین است

ماجرای سقیفه و کوچه بنی هاشم و در سوخته و مادر و ...

ایام شهادت حضرت محسن بن علی بن ابیطالب



[ ] :: [ نوشته شده توسط : خیبرشکن ] :: [ساعت : ۱٠:۳٠ ‎ق.ظ ]

 
سه‌شنبه ٦ اسفند ۱۳۸٧
شمس الرضا

انگـــور می دهند که قربانت کنند

لازم نکرده دعوت مهمانی ات  کنند

صدها رواق در جگرت وا نمود زهـــر

می خواستند که آئینه بندانی ات  کنند

هر شب تو بر غریبی خود گریه میکنی

مردم اگر چه سجده سلطانی ات کنند

تو نوبه نو ، سوز ز تاریکی بقیع

در صحن کهنه گرچه چراغانی ات کنند

چون ذوالجلال ، غربت ایرانیان بدید  

 فرمود تا حسین خراسانی ات کنند

زنهای طوس مثل زنان بنی اسد

جمعند تا عزای پریشانی ات کنند

معصومه را به همرهی خود کشانده ای

تا قبله گاه زینب ایرانی ات کنند

 

رفع الله رایه العباس(ع) 



[ ] :: [ نوشته شده توسط : خیبرشکن ] :: [ساعت : ۱۱:٢۳ ‎ب.ظ ]

 
شنبه ۳ اسفند ۱۳۸٧
حَسن ز حُسن خدایی

سوز غمی ست شعله ور از غم غریب تر

مثل حضـــور عشق از آن هــم غریب تر

ای دومین امام که داغ ، شگفت توست

از غـــربت شهـــید مُحـــرم غریب تر

رفتم به جستجوی حقیقت ،نیافتم !

کــَس از تو در سلاله ی آدم غریب تر

میخواستم به  وَهم غمت را  رقم زنم

دیدم که هست از غم و ماتم غریب تر

از لحظه ای که زهر ، جگرت را به خون کشید

حق چهره ای گرفت ، دمادم غریب تر

گنجینه حقیقتی و  رازهای توست

از هر چه در زمینه ی عالم غریب تر 

از شرح ماجرای تو حاصل چه میشود ؟

وقتی که هست ، زآنچه سرودم غریب تر

 ....

سخت است  ...

 رفع الله رایه العباس(ع)



[ ] :: [ نوشته شده توسط : خیبرشکن ] :: [ساعت : ۱٢:٠٠ ‎ب.ظ ]

[ خانه ] [ آرشيو ] [ پست الكترونيكي ] [ پرشين بلاگ ]