ايها الناس بدانيد گدای حسنم ... نوکر دلخسته و بی سر و پای حسنم

سلام بر کريم اهل بيت
..... اصلا حال و حوصله مقدمه چينی و ادبی نوشتن ندارم !! به قول يه بنده خدايی اگر ميبينی
حال و حوصله شنيدن درد دل با غريب بن غريب شهر دلگير مدينه رو نداری ؛ برو يه وقت ديگه بيا !!!!!
اصلا بذار راحتت کنم ... همین اول ميخوام حرف اخر رو بزنم
وای از غربت .. وای از زحم زبان ... وای از غريبی ... وای وای وای وای 

دارالشفاست مجلس ارباب بی حرم
غافل مشــو ز ذکر مسيحايی حسن
يابن الحسن به جان حسن کن عنايتی
يک ســر بيا به روضه زهــرايی حسن
نميدونم چطوری از بين اين دريای پر تلاطم دل برات حرف بگم ...
ديدی سرچهار راه اين دست فروشها ميان دم ماشين و بهت التماس ميکنند که يک چيزی ازشون بخری
ديدی چطوری التماس می کنند ؟ هر چی هم بگی نمی خوام ؛ هی قيمت رو پايين مياره
اينقدر اصرار ميکنه که خسته ميشی و ميگی : قبول ...
حالا تو هم ياد بگير ..! بيا امشب به دختر بدرالدجا ؛ مادر عالمين صاحب عزای اصلی
بگو مادر جان ! بخر ديگه ! 
بی بی جان اين دلم بين همه اون دلهای زهرايی جدا کن 
می دونم دلم مريضه ! بيا و بخر ديگه ! من که با امام حسن اومدم ... من که گدای حسنم
من که دل شکسته آوردم .... جان حسنت اين دل رو بخر ديگه ... 
ــ مطمئن باش حالا که دل شکسته اوردی ؛ حتما دلت خريدار پيدا کرده ...
تازه بی بی دستت رو هم تو دست امام زمانت ميذاره و سفارشت رو هم ميکنه
اصلا گريه برای امام حسن (ع) يه فرق ديگه ای با تمام گريه ها داره ...
اصلا برای غربت امام حسن گريه کردن يه سوز خاصی داره .. پاداشی هم که ميدن فرق داره
گفت مادر که شوم مادر ان سينه زنی
که کمی اشک بريزد ز برای حسنــم
از مصايب و غربت امام حسن هرچی ادم بگه کمه ... از صبر امام حسن هرچی بگيم کمه
فکر کن روی منبری که جای نشستن پدر و پدر بزرگت باشه ؛
يکی بياد و خيلی رو راست به بابای ادم فحش بده و لعن بگه ... 

فکر کن هر روز با خنده های ادمی که حق بابات رو خوردن مواجه بشی 
فکر کن هر روز بايد چهره به چهره ضارب مادر پهلو شکسته ات باشی .. 
همه توی خونشون ديگه در امان هستند و همسرشون محرم خونشون هست
ولی کار به جايی رسيد که همسر ؛ شد قاتل ... 
با همه اينها بايد صبر کنی ... هيچی نگی ... اروم باشی ... صبر کنی
قامت صبر از صبوری ام خميد
پای منبر جان به لبهايم رسيد
انکه دايم سنگ دين بر سينه زد
نيــزه بر پــايم ز راه کينــه زد
ان يکی می گفت با من اينچنين
السلام يا مذل المسلمين 

... وای از زخم زبان .. وای از زخم زبان ... وای وای واااااااااای 
با اين وضع بايد امام منتظر رفتن باشه!حاجت روا شدن هم داره! بايد صدای وای جگرم بياد 
ز تو ای زهر ممنونم که خود را کاگر کردی
تو بار من ببستی و مهيای سفر کردی
زمين را چاک دادی بس که کاری بودی و مهلک
تو که اين با زمين کردی ؛ چه کاری با جگر کردی 
دگر چشمم نمی افتد به روی قاتل مادر
مرا راحت ز عمری خوردن خون جگر کردی 



[
] :: [
نوشته شده توسط : خیبرشکن ] :: [ساعت : ٥:٠۸ ب.ظ
]